جلوی میز آرایشم که می ایستم نگام به چشام که می افته، ابروهامو که می بینم دستمو به لبام و گونه هام که می کشم و موهامو پریشون می کنم، به خودم می گم زود باش دختر کلی کار داری. باید به همه اعضای صورتم برسم. نباید چیزی از قلم بمونه. هم تک تکشون، هم همشون با هم باید جوری باشه که منو از همه قشنگ تر جلوه بده.

از چشام شروع می کنم. آخه چشام خیلی جذابن. خودمم دوسشون دارم. اما... اما از بینیم زیاد خوشم نمی آد! اَه... همین روزاس که از دستت راحت بشم. منم مث دوستم مریم می خوام عمل کنم. دیدی چه دماغش قشنگ و مرتب شده؟ اگه به این خاطرم نباشه الان دماغ اینجوری مده. اگه دماغمو عمل کنم بیشتر جلب توجه می کنم. مخصوصا تا یه مدت چسباشو می خوام نکنم. چه کلاسی داره، نه؟ اِ... زود باش دیر شد. 

لباس چی بپوشم؟ لباسامم باید از همه قشنگ تر باشن. امروز می خوام اون شلوار جین قشنگمو با اون مانتو سفید نازکمو بپوشم. این از خط چشم و اینم سایه... و اینم ریمل و ... نه این سایه خوب نیست با رنگ شلوارم باید ست شه. اصلا بذار اون کفش قرمزامم بپوشم و رنگ سایه چشامو باهاشون ست کنم. گونه ها و پیشونیم باید همرنگ مانتوم سفید سفید بشن. اون پنکیک رو که تازه خریدم نمی دونم کجا گذاشتم؟ مامان! مامان! تو اون پنکیکمو که دیروز خریدم ندیدی؟ آها یادم اومد تو کیفمه از دیروز هنوز درش نیاوردم. آخه دیشب از خستگی نفهمیدم کی خوابم برده بود. چه خوش گذشت دیشب. می گم بد نیست لا اقل هفته ای یه بار برم توچال... ای بابا الان چه وقت این حرفاست دیرم شد بجنب. ....

وای چه خوشگل شدم! خودمم نمی تونم نگاهمو از خودم بردارم. بیرون که برم چه همه آدم منو می بینن و ازم خوششون می آد. خب امروز کجا برم؟ آخ نزدیک بود موبایلم جا بمونه! مامان من رفتم خدا حافظ.

خب داشتم به چی فکر می کردم؟ آها به اینکه چقدر از من خوششون می آد. یعنی تیپ من باعث می شه خیلیا بهم نگاه کنن و لذت ببرن از من که الان دیگه شدم خوشگلترین دختر دنیا. یعنی من دوس دارم اونا لذت ببرن؟ چرا تا حالا به اینش فکر نکرده بودم؟! خب لذت ببرن که چی؟ که خوش باشن؟ به من چی می رسه؟ سهم من از کیف اونا چی می شه؟ خب منم لذت می برم دیگه. از چی؟ خب معلومه از اینکه اونا لذت ببرن. ولی... نه چه ربطی داره لذت اونا به لذت من. پس من از چی لذت می برم؟ از اینکه بهم نگاه می کنن. از اینکه بهم توجه می کنن، تو دلاشون تحسینم می کنن. بهم تیکه می گن. جلوی پام ترمز می زنن. بهم کلی تخفیف می دن و گاهی وقتام...، اینا لذیذه دیگه، نیست؟ ((می خوام دوسم داشته باشن)). خب من که نمی تونم با همه اونا رابطه داشته باشم. مگه می شه با هزار نفر دوس شد؟ عیبی نداره، تا جایی که بتونم دوس می شم. همین که دوسم داشته باشن کافیه.

اما چرا من اینو می خوام؟ چرا می خوام دوسم داشته باشن؟ چرا به دوست داشته شدن نیاز دارم؟ جالب شد دختر، داری یه فیلسوف می شی انگاری. به کجا رسیده بودم؟ بحث درباره ((نیاز)) بود. اصلا چرا من نیاز دارم؟ اینکه دست من نیست. اینجوری منو آفریدن. چرا اینجوری آفریدنم؟ (ادامه دارد...)