پشت فرمون که می شینم، راه خونه تا محل کارم زیاده دستام تیره شدن. یه روز دیدم یه خانومی دست کش دستشه تو هوای تابستون، گفتم با خودم ایشون حتما دوس دارن دستاشون سفید بمونه. آخه می خوان به چشم همسرشون زیبا جلوه کنن. بعد دیدم حواسم نیست که این حس چقدر در خانوما عمیق و ریشه داره. گفتم از کجا معلوم که همسر داره، واسه اینکه دوس داره زیبا جلوه کنه شاید این کارو می کنه. یعنی واقعا یه خانوم حتی اگه عاشقی نداشته باشه واسه خودش به خودش ممکنه برسه؟ 

دیدم آره خالق بزرگ و زیبای هستی زن رو جلوه زیبایی آفریده. اگه زیبا جلوه نکنه نمی تونه زندگی کنه. حس می کنم امثال این کارای خانوما به این حسشون بر می گرده. ذیل این کارا خیلی عنوان می گنجه. بعضی کلی رژیم می گیرن، دو می رن، تردمیل می خرن، ورزش می کنن که اندامشون متناسب شه. بعضیا بالاتر از زحمات جسمی به خودشون ضرر می زنن، کلی درد تحمل می کنن و کلی بلا سر خودشون می آرن که یه ذره چهرشون بهتر شه، بینی عمل می کنن، گونه می ذارن، رو لباشون کار می کنن، مژه می کارن، لنز می ذارن... اینقدر دلم می سوزه که خدا می دونه... 

همه این کارا فقط واسه بروز بیشتر و بهتر این حس قشنگ الهیه که می خوان زیبا جلوه کنن. چقدر خوبه هم و غم آدما همین باشه. فرض کنید همه آدما بناشون همین باشه که تو همه چی زیبا جلوه کنن. نه فقط ظاهر که تو باطن هم زیبا باشن. چقدر خوب می شد نیتا و احساسا و فکرا و اخلاق و رفتار ما زیبا می شد. اصلا این حس سرچشمش همینه. آدم عاقل از ظاهر پی به باطن می بره. این همه تظاهر به زیبایی و تلاش واسه قشنگی و به کار گرفتن همه امکانات واسه رخنمایی، از این بر میاد که ما دوس داریم زیبا باشیم. 

خب ما اگه آدمیم فرقمون با حیونا اینه که عقل و قلب و اخلاق داریم. خب اگه می خوایم با حیوونا فرق کنیم معقوله که به نقاط افتراقمون بپردازیم. من می گم همه گرفتاری ما اینه که دنبال قشنگی، خارج از وجود خودمونیم! چیزی که خارج از وجود ماست نمی تونه به ما آرامش پایدار بده. ولی اگه فکرا و احساسا و اخلاقمون قشنگ شه، درونمون قشنگ می شه. مثل این می مونه که تو وجودت گل کنار گل بکاری، گلستون می شی، زیبا و قشنگ و جذاب و خوشبو. 

واسه مردا این به نظرم خیلی از خانوما سخت تره. چون فارق از جلوه های ناشی از بلوغ، کمتر مردی چنین حسی داره. مگه اینکه لطافت روحی یک زن اونو یاد این بندازه که باید تلاش کنه زیبا باشه. عشق این معنی رو از زن به مرد می تونه منتقل کنه. عشق پاک برکات زیادی داره که یکیش اینه.  یکی از عوارض خلقت زن همینه. گاهی وقتا کارایی که احساس می کنه، عقل نمی تونه انجام بده. یکی از اون کارا همینه.

اشتغال به تن، ما رو از روح دور می کنه. تنهایی فرصت مناسبیه به قشنگی روحمونم فکر کنیم. آخه این همه پرداختن به رنگ و لعاب و چهره و مو، اینهمه توجه به لباس و کیف و کفش، اینهمه با این و اون بودن، اینهمه تنزل معنی متعالی عشق، ظلم به خودمونه. اینا فرصت رشد روحی رو از ما می گیره. خیلی از قواعدی که خدا گذاشته واسه همینه که روح ما رشد کنه، بذر گلهای مختلفی که تو وجودمونه فرصت شکوفایی و نمو پیدا کنه.

 
اینو واسه عذر خواهی گذاشتم تا کسایی که منتظر ادامه دانستانن منو ببخشن. انشالله خلوتی دست بده می نویسم. فقط می تونم بگم ببخشید.