عالم بر مدار عشق می چرخه و اجزای اون واله و شیدای محبوبین که عشق و عاشق و معشوق، آفریدشن. بی عشق نظام آفرینش از هم می پاشه. اگه نبود این خواست معبود که دوست داشت با ناز جلوگری و عشوه پراکنی کنه اینهمه عاشق خلق نمی شد.

معاشقه یه طرفه بی معنیه. بی معشوق هیچ عاشقی لذتی از عشق نمی بره و اصلا چنین عشقی به خیال نزدیکتره تا حقیقت. اومدیم که با عشق آشنا بشیم و با معرفت به معشوق برسیم.

آرامشی که عشق به آدم می ده قلب رو لطیف تر می کنه و نیاز به معشوق رو بیشتر. در این لطافته که شناخت آدم عمق پیدا می کنه و از خاک تا افلاک وجودش رو بالا می بره. اونی که این ظرافت رو درک می کنه و مزه این شیرینی رو می چشه جانه نه جسم.

واسه بیرون اومدن از نیستی و پیوستن به شکوه عشقی که به اراده خدا در نهان و پیدای جهان هست، اشرف مخلوقات مفتخر به مقام جانشینی خدا شده و نقش زن این وسط مهمتر از مرده. این زنه که می تونه از راز خلقت پرده برداری کنه و غبار دنیا رو از چشم دل پاک کنه تا در سایه صفات جمالی زن بشه درس عشق آموخت و برای عاشق شدن مهیا شد.

آدما بر خلاف سنگها و گیاهان و حیوانات مختارن این راهو برن یا نه. اونی که قشنگیهای روحی زن رو نبینه بهره ای از وجود جسمیشم نمی بره. عمق لذات جنسی نهایتا حیوانیت و وابستگی حیوانی آدم رو زیاد می کنه و حیوان به مقام فرشتگی راهی نداره.

اگه نگاه جنسی از عشق بازی مصطلح امروزی دختر پسرا گرفته بشه چیزی از اون همه شیطنت و هیجان و لذت و جذابیت و دلمشغولی و نظافت و زیبایی نمی مونه. این جان آدماست این وسط که له می شه.

زن زیباترین مخلوق خداست که طراحی جسمی و روحی وجودش خارق العاده است. من مبهوت این اعجاز به غایت جذاب خدام. می خوام بهتر دخترا رو بشناسم و وجودشونو بکاوم. می خوام با نگاه حیوانی و جنسی و جسمی به دخترا به اندازه وسعم مقابله کنم. می خوام مقام بی نظیر معشوقگی محفوظ بمونه. می خوام آدما بفهمن از عشق تا عشق چقدر می تونه فاصله باشه. می خوام به دخترا بگم چقدر حیفن. می خوام ازشون بخوام قدر خودشونو بدونن و این چند روز دنیا رو غنیمت بشمرن. می خوام بگم چقدر نگاه مردا با نگاه اونا می تونه متفاوت باشه. می خوام بگم چه آفاتی تهدیدشون می کنه. می خوام از خدا بخوام نه تو قضاوت نه تو نگاه نه تو رفتار نه تو محبت به هیچ کدومشون ظلم نشه. می خوام از هر کی با من هم عقیدس بخوام واسه پژمردگی و خشک شدگی عشق و عاشق و معشوق دست به کار بشه. می خوام از همفکرام بخوام نذارن دختر به یه کالا تبدیل بشه. می خوام نذارم معصومیتش رو با بی رحمی تمام ازش بگیرن. می خوام واسه دختر امروزی گریه کنم و از خدا بخوام قطرات اشکم بارونی بشه و رو سر پسرای امروزی بریزه و نگاهشونو خیس مقامی بکنه که خدا به دخترا داده.

تا تو نخواهی من کجا خواهم توانست حرفها را به کلمات و کلمات را به جملات و جملات رو به متنهایی تبدیل کنم که تو دوست داری و از من انتظار داری. کمکم کن نگاهم پر از حضورت باشد و حضورم پر از نگاه زیبایت. ای جان. ای جان جان. ای در من پیدا. ای در من پنهان.